معنی و کاربرد move into چیست؟ + جملات نمونه
در این بخش معنی و کاربرد عبارت فعلی move into را توضیح می دهیم و برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فعل دو قسمتی مثال های متعددی ذکر می کنیم.
مشخصات فعل move into
عبارت فعلی move into به معنی نقل مکان کردن و شروع کردن یک کار جدید است. از نظر گرامری، move into یک فعل عبارتی با قاعده است که گذشته ساده و شکل سوم آن moved into می باشد.
The photographer moved into a small studio downtown.
عکاس به یک استودیوی کوچک در مرکز شهر نقل مکان کرد.
همچنین اسم مصدر (gerund) و حالت استمراری این فعل به صورت moving into به کار می رود که با اضافه کردن ing به آخر فعل ساخته می شود.
The engineer is moving into a modern office.
مهندس در حال نقل مکان به یک دفتر مدرن است.
move into یک فعل لازم (intransitive) است، بنابراین برای کامل شدن جمله به مفعول نیاز ندارد.
The florist is moving into a larger shop near the market.
گل فروش در حال نقل مکان به مغازه ای بزرگ تر نزدیک بازار است.
از آنجا که move into یک فعل لازم است، در جملات مجهول به کار برده نمی شود. نکته مهم دیگر این است که move into یک عبارت فعلی جدانشدنی است، یعنی اجزای آن نمی توانند از هم جدا شوند و هیچ کلمه ای نمی تواند بین move و into قرار بگیرد.
The nurse moved into a new house near the hospital.
پرستار به یک خانه جدید نزدیک بیمارستان نقل مکان کرد.
معنی فعل move into
عبارت فعلی move into به معنی نقل مکان کردن و شروع کردن یک کار جدید است. فرض کنید فردی تصمیم می گیرد به یک آپارتمان بزرگتر نقل مکان کند. برای توصیف این موقعیت می توانیم از عبارت فعلی move into استفاده کنیم.
Tom decided to move into a larger apartment.
تام تصمیم گرفت به یک آپارتمان بزرگ تر نقل مکان کند.
گاهی اوقات هم move into در موقعیت هایی به کار می رود که فردی وارد یک شغل یا مسیر کاری جدید می شود. مثلا یک حسابدار وارد حوزه مدیریت می شود و به عنوان مدیر شروع به کار می کند.
The accountant moved into a management position.
حسابدار وارد یک موقعیت مدیریتی شد.
مثال برای فعل move into
اکنون برای واضح تر شدن معنی move into مثال های متعددی ذکر می کنیم.
The doctor does not move into a new clinic without careful planning.
پزشک بدون برنامه ریزی دقیق به یک درمانگاه جدید نقل مکان نمی کند.
The pharmacist will not move into a new jobwithout experience.
داروساز بدون تجربه شغل جدیدی را شروع نمی کند. نمی شود.
The chef is moving into a larger restaurant this week.
سرآشپز این هفته در حال نقل مکان به یک رستوران بزرگ تر است.
The journalist is not moving into television reporting.
روزنامه نگار شغل گزارشگری تلویزیون را شروع نخواهد کرد.
The artist was moving into a shared studio when the rent increased.
هنرمند در حال نقل مکان به یک کارگاه مشترک بود که اجاره افزایش یافت.
The musician has not moved into teaching yet.
موسیقی دان هنوز شغل تدریس را شروع نکرده است.
The banker moved into a new office last week.
بانکدار هفته گذشته به یک دفتر جدید نقل مکان کرد.
The architect will move into urban planning in the future.
معمار در آینده شغل برنامه ریزی شهری را شروع خواهد کرد.
The tailor moves into a new workshop every few years.
خیاط هر چند سال یک بار به کارگاه جدیدی نقل مکان می کند.
The accountant moved into a new office building yesterday.
حسابدار دیروز به یک ساختمان اداری جدید نقل مکان کرد.
The carpenter moved into furniture design last year.
نجار سال گذشته شغل طراحی مبلمان را شروع کرد.
The librarian moved into digital services after training.
کتابدار بعد از آموزش شغل خدمات دیجیتال را شروع کرد.
