معنی و کاربرد match up چیست؟ + جملات نمونه
در این بخش معنی و کاربرد عبارت فعلی match up را توضیح می دهیم و برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فعل دو قسمتی مثال های متعددی ذکر می کنیم.
مشخصات فعل match up
عبارت فعلی match up به معنی مطابقت دادن و به صورت جفت جفت کنار هم گذاشتن است. از نظر گرامری، match up یک فعل عبارتی باقاعده است که گذشته ساده و شکل سوم آن matched up می باشد.
The trainer matched up the equipment before the class.
مربی قبل از کلاس تجهیزات را جفت جفت کنار هم گذاشت.
همچنین اسم مصدر (gerund) و حالت استمراری این فعل به صورت matching up به کار می رود که با اضافه کردن ing به آخر فعل ساخته می شود.
The photographer is matching up the photos with the names.
عکاس عکس ها را با نام ها مطابقت می دهد.
match up یک فعل متعدی (transitive) است، بنابراین برای کامل شدن جمله به مفعول نیاز دارد.
The teacher matched up the answers with the questions.
معلم پاسخ ها را با سؤال ها مطابقت داد.
از آنجا که match up یک فعل متعدی است، می توان آن را در جملات مجهول هم به کار برد.
The files were matched up correctly.
فایل ها به درستی با هم مطابقت داده شدند.
نکته مهم دیگر این است که match up یک عبارت فعلی جداشدنی است، یعنی اجزای آن می توانند از هم جدا شوند و مفعول می تواند بین match و up قرار بگیرد.
The seller matched the gloves up in pairs.
فروشنده دستکش ها را جفت جفت کنار هم گذاشت.
معنی فعل match up
عبارت فعلی match up به معنی مطابقت دادن و به صورت جفت جفت کنار هم گذاشتن می باشد. مثلا وقتی یک حسابدار فاکتورها را بررسی می کند و اعداد را با رسیدها مطابقت می دهد، می توانیم از عبارت فعلی match up استفاده کنیم.
The accountant is matching up the invoices with the receipts.
حسابدار در حال مطابقت دادن فاکتورها با رسیدها است.
گاهی اوقات هم match up در موقعیت هایی به کار می رود که اشیا به صورت جفت جفت کنار هم قرار داده می شوند. مثلا معلم کارت های مشابه را کنار هم می گذارد.
The teacher matched up the cards in pairs.
معلم کارت ها را به صورت جفت جفت کنار هم گذاشت.
مثال برای فعل match up
اکنون برای واضح تر شدن معنی match up مثال های متعددی ذکر می کنیم.
The mechanic matched up the parts with the diagram.
مکانیک قطعات را با نقشه مطابقت داد.
The shopkeeper has matched up the shoes on the rack.
مغازه دار کفش ها را جفت جفت روی قفسه گذاشته است.
The architect has matched up the plans with the budget.
معمار نقشه ها را با بودجه مطابقت داده است.
The jeweler matched up the earrings on the table.
جواهرساز گوشواره ها را جفت جفت روی میز گذاشت.
The assistant matched up the tools on the bench.
دستیار ابزارها را جفت جفت روی میز کار گذاشت.
The editor had matched up the articles with the headlines.
ویراستار مقاله ها را با تیترها مطابقت داده بود.
The organizer had matched up the chairs in pairs.
مسئول هماهنگی صندلی ها را جفت جفت کنار هم گذاشته بود.
