معنی و کاربرد lie down چیست؟ + جملات نمونه
در این بخش معنی و کاربرد عبارت فعلی lie down را توضیح می دهیم و برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فعل دو قسمتی مثال های متعددی ذکر می کنیم.
مشخصات فعل lie down
عبارت فعلی lie down به معنی دراز کشیدن است. از نظر گرامری، lie down یک فعل عبارتی بی قاعده است که گذشته ساده آن lay down و شکل سوم آن lain down می باشد.
The coach lay down for ten minutes after training.
مربی بعد از تمرین ده دقیقه دراز کشید.
همچنین اسم مصدر)gerund ( و حالت استمراری این فعل به صورت lying down به کار می رود که با اضافه کردن ing به آخر فعل ساخته می شود.
The baby is lying down in the crib.
نوزاد در گهواره دراز کشیده است.
lie down یک فعل لازم است و برای کامل شدن جمله به مفعول نیاز ندارد.
The worker was lying down under the tree to rest.
کارگر برای استراحت زیر درخت دراز کشیده بود.
از آنجا که lie down یک فعل لازم است، در جملات مجهول به کار نمی رود. نکته مهم دیگر این است که lie down یک عبارت فعلی جدا نشدنی است و اجزای آن از هم جدا نمی شوند.
She lay down on the grass and looked at the sky.
او روی چمن دراز کشید و به آسمان نگاه کرد.
معنی فعل lie down
عبارت فعلی lie down به معنی دراز کشیدن می باشد. فرض کنید شخصی بعد از یک ورزش سنگین یا کار طولانی احساس خستگی می کند. او نیاز دارد دراز بکشد تا برای مدتی استراحت کند.
He decided to lie down on the sofa to rest for a while.
او تصمیم گرفت روی کاناپه دراز بکشد تا مدتی استراحت کند.
گاهی اوقات هم ممکن است lie down در موقعیت های پزشکی به کار رود، جایی که دکتر از بیمار می خواهد برای انجام معاینه روی تخت دراز بکشد.
The doctor asked the patient to lie down on the examination table.
دکتر از بیمار خواست که روی تخت معاینه دراز بکشد.
همچنین در بعضی موقعیت ها، lie down به معنی رفتن به رختخواب به دلیل بیماری یا سردرد است.
I have a terrible headache and need to lie down.
سردرد شدیدی دارم و نیاز دارم دراز بکشم.
مثال برای فعل lie down
اکنون برای واضح تر شدن معنی lie down مثال های متعددی ذکر می کنیم
Do not lie down right after eating.
بلافاصله بعد از غذا خوردن دراز نکش.
Lie down and close your eyes for a bit.
دراز بکش و برای مدتی چشمانت را ببند.
Lie down if you feel tired.
اگر احساس خستگی می کنی دراز بکش.
The pilot lay down for a moment before the flight.
خلبان قبل از پرواز برای لحظه ای دراز کشید.
The composer has lain down to listen to the sounds of nature.
آهنگساز دراز کشیده است تا به صدای طبیعت گوش دهد.
The director lies down for a few minutes to clear the stress of the day.
کارگردان برای چند دقیقه دراز کشید تا استرس روز را از ذهن دور کند.
