معنی و کاربرد let go of چیست؟ + جملات نمونه

در این بخش معنی و کاربرد عبارت فعلی let go of را توضیح می دهیم و برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فعل دو قسمتی مثال های متعددی ذکر می کنیم.

 

مشخصات فعل let go of

عبارت فعلی let go of به معنی رها کردن، کنار گذاشتن و دست کشیدن است. از نظر گرامری، let go of یک فعل عبارتی بی قاعده است که گذشته ساده و شکل سوم آن let go of می باشد.

She finally let go of her fear of speaking in public.

او بالاخره ترس خود از صحبت کردن در جمع را کنار گذاشت.

همچنین اسم مصدر (gerund) و حالت استمراری این فعل به صورت letting go of به کار می رود که با اضافه کردن ing به آخر فعل ساخته می شود.

The scientist is letting go of outdated methods soon.

دانشمند به زودی روش های قدیمی را کنار می گذارد.

let go of یک فعل متعدی است، بنابر این برای کامل شدن جمله به مفعول نیاز دارد.

She let go of the rope too early.

او طناب را خیلی زود رها کرد.

از آنجا که فعل let go of متعدی است، می توان آن را در جملات مجهول هم به کار برد.

The heavy box was let go of suddenly.

جعبه سنگین ناگهان رها شد.

نکته مهم دیگر این است که let go of یک عبارت فعلی جدانشدنی است، به این معنی که اجزای آن از هم جدا نمی شوند و مفعول همیشه بعد از of قرار می گیرد.

She refused to let go of her old beliefs.

او حاضر نشد از باورهای قدیمی اش دست بکشد.

 

معنی فعل let go of

عبارت فعلی let go of به معنی رها کردن، کنار گذاشتن و دست کشیدن می باشد. فرض کنید فردی در حال عبور از رودخانه است و برای حفظ تعادل شاخه درختی را گرفته است. اما برای اینکه بتواند به سمت دیگر رودخانه برسد، لازم است شاخه را رها کند .

She had to let go of the branch to move forward.

او مجبور شد شاخه را رها کند تا بتواند جلو برود.

 

گاهی اوقات هم ممکن است let go of در موقعیت هایی استفاده شود که فردی باید از یک فکر، اشتباه یا عادت قدیمی دست بکشد. مثلا کسی بعد از مدت ها تصمیم می گیرد اشتباهات گذشته خود را فراموش کند.

He finally let go of his past mistakes.

او بالاخره از فکر کردن به اشتباهات گذشته خود دست کشید.

همچنین در برخی موقعیت ها، let go of به معنی کنار گذاشتن چیزی است، مثلاً شرکتی تصمیم می گیرد روش های قدیمی و ناکارآمد خود را کنار بگذارد.

The company decided to let go of the old methods.

شرکت تصمیم گرفت روش های قدیمی را کنار بگذارد.

 

مثال برای فعل let go of

اکنون برای واضح تر شدن معنی let go of مثال های متعددی ذکر می کنیم.

 

The sailor often lets go of the anchor too quickly.

ملوان اغلب لنگر را خیلی سریع رها می کند.

 

The actor had let go of his fears before entering the stage.

بازیگر پیش از ورود به صحنه ترس هایش را کنار گذاشته بود.

 

The athlete will let go of the bar at the right moment.

ورزشکار در لحظه مناسب میله را رها خواهد کرد.

 

The baker does not let go of old recipes easily.

نانوا روش های پخت قدیمی را به راحتی کنار نمی گذارد.

 

Let go of the heavy box carefully.

جعبه سنگین را با احتیاط رها کن.

 

The engineer often lets go of ideas that do not work.

مهندس اغلب ایده هایی که جواب نمی دهند را  کنار می گذارد.