معنی و کاربرد leave to چیست؟ + جملات نمونه

در این بخش معنی و کاربرد عبارت فعلی leave to را توضیح می دهیم و برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فعل دو قسمتی مثال های متعددی ذکر می کنیم.

 

مشخصات فعل leave to

عبارت فعلی leave to به معنی سپردن، واگذار کردن یا به عهده کسی گذاشتن است. از نظر گرامری، leave to یک فعل عبارتی بی قاعده است که گذشته ساده و شکل سوم آن left to می باشد.

Julia left the event decorations to the designer last week.

جولیا هفته گذشته تزیینات مراسم را به طراح واگذار کرد.

همچنین اسم مصدر (gerund) و حالت استمراری این فعل به صورت leaving to به کار می رود که با اضافه کردن ing به آخر فعل ساخته می شود.

They are leaving all the arrangements to the event team.

آن ها تمام هماهنگی ها را به عهده تیم برگزاری مراسم می گذارند.

leave to یک فعل متعدی است، بنابر این برای کامل شدن جمله به مفعول نیاز دارد.

The chairman has left the meeting notes to the secretary several times.

رئیس بارها یادداشت های جلسه را به منشی سپرده است.

از آنجا که leave to یک فعل متعدی است، می توان آن را در جملات مجهول نیز به کار برد.

The keys were left to the night guard yesterday.

کلیدها دیروز به نگهبان شب سپرده شدند.

نکته مهم دیگر این است که leave to یک عبارت فعلی جداشدنی است، به این معنی که اجزای آن می توانند از هم جدا شوند و مفعول می تواند بین دو قسمت فعل قرار بگیرد.

Emma left her suitcase to the hotel porter yesterday.

اما دیروز چمدانش را به باربر هتل سپرد.

 

معنی فعل leave to

عبارت فعلی leave to به معنی سپردن، واگذار کردن یا به عهده کسی گذاشتن است. فرض کنید معلم برنامه ریزی برای یک فعالیت گروهی را به عهده یکی از دانش آموزان مسئولیت پذیر می گذارد. برای بیان این موقعیت می توانیم از عبارت فعلی leave to استفاده کنیم.

The teacher left the planning to a responsible student.

معلم برنامه ریزی را به یک دانش آموز مسئولیت پذیر سپرد.

همچنین در بعضی موقعیت ها leave to به معنی واگذار کردن تصمیم گیری به فردی دیگر است. مثلاً مدیر یک شرکت تصمیم نهایی درباره یک پروژه را به معاونش می سپارد تا او بهترین انتخاب را انجام دهد.

The manager left the final decision to his assistant.

مدیر تصمیم گیری نهایی را به معاونش واگذار کرد.

 

مثال برای فعل lead to

اکنون برای واضح تر شدن معنی leave to مثال های متعددی ذکر می کنیم.

 

Leave the advertising work to the agency.

کار تبلیغات را به آژانس واگذار کن.

 

The coach leaves the final decision to the captain.

مربی تصمیم نهایی را به عهده کاپیتان می گذارد.

 

Andrew left the final cleaning to the janitor last night.

اندرو دیشب تمیزکاری نهایی را به سرایدار واگذار کرد.

 

Leave the forms to the librarian.

فرم ها را به کتابدار بسپار.

 

Martin rarely leaves the planning to his assistant.

مارتین به ندرت برنامه ریزی را به دستیارش  واگذار می کند.

 

David left the documents to the accountant yesterday.

دیوید دیروز مدارک را به حسابدار سپرد.