معنی و کاربرد leave in چیست؟ + جملات نمونه
در این بخش معنی و کاربرد عبارت فعلی leave in را توضیح می دهیم و برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فعل دو قسمتی مثال های متعددی ذکر می کنیم.
مشخصات فعل leave in
عبارت فعلی leave in به معنی جا گذاشتن، باقی گذاشتن یا رها کردن چیزی در یک موقعیت است. از نظر گرامری، leave in یک فعل عبارتی بی قاعده است که گذشته ساده و شکل سوم آن left in می باشد.
She left the spoon in the cup.
او قاشق را در فنجان باقی گذاشت.
همچنین اسم مصدر (gerund) و حالت استمراری این فعل به صورت leaving in به کار می رود که با اضافه کردن ing به آخر فعل ساخته می شود.
He is leaving the key in the lock again.
او دوباره کلید را در قفل جا می گذارد.
leave in یک فعل متعدی (transitive) است، بنابر این برای کامل شدن جمله به مفعول نیاز دارد.
Don’t leave your notebook in the library again.
دفترت را دوباره در کتابخانه جا نگذار.
از آنجا که leave in یک فعل متعدی است، پس می توان آن را در جملات مجهول هم به کار برد.
Some mistakes were left in the final report.
برخی اشتباهات در گزارش نهایی باقی گذاشته شدند.
نکته مهم دیگر این است که leave in یک عبارت فعلی جداشدنی است، به این معنی که اجزای آن می توانند از هم جدا شوند و مفعول می تواند بین leave و in قرار بگیرد.
Please leave the key in the lock.
لطفا کلید را در قفل بگذار.
معنی فعل leave in
عبارت فعلی leave in به معنی جا گذاشتن، باقی گذاشتن یا رها کردن چیزی در یک موقعیت است. فرض کنید به رستورانی رفته اید و هنگام ترک کردن رستوران، ، کیف پول خود را روی میز جا می گذارید. برای توصیف این موقعیت می توانیم از عبارت فعلی leave in استفاده کنیم.
I left in my wallet on the table at the restaurant.
کیف پولم را روی میز رستوران جا گذاشتم.
گاهی اوقات هم ممکن است leave in به معنی باقی گذاشتن به کار رود، مثلا یک ویراستار تصمیم می گیرد یک پاراگراف بحث بر انگیز را در مقاله باقی بگذارد و آن را حذف نکند.
The editor decided to leave in the controversial paragraph.
ویراستار تصمیم گرفت پاراگراف بحث برانگیز را باقی بگذارد.
همچنین در بعضی موقعیت ها، leave in به معنی رها کردن چیزی در یک حالت یا موقعیت است، مثلاً وقتی که یک نفر خانه را تمیز نمی کند و آن را در وضعیت نامرتبی رها می کند.
She left in the house a complete mess.
او خانه را در یک وضعیت کاملاً نامرتب رها کرد.
مثال برای فعل leave in
اکنون برای واضح تر شدن معنی leave in مثال های متعددی ذکر می کنیم.
I always leave my charger in the office.
همیشه شارجرم را در اداره جا می گذارم.
The editor left an extra paragraph in the article by mistake.
ویراستار اشتباهاً یک پاراگراف اضافی را در مقاله باقی گذاشت.
Please don’t leave anything in the classroom when you go.
لطفا هنگام رفتن چیزی را در کلاس جا نگذارید.
Never leave food in the fridge for more than a week.
هیچ وقت غذا را بیش از یک هفته در یخچال رها نکنید.
The producer will leave this song in the album.
تهیه کننده این آهنگ را در آلبوم باقی خواهد گذاشت.
