معنی و کاربرد leave behind چیست؟ + جملات نمونه

در این بخش معنی و کاربرد عبارت فعلی leave behind را توضیح می دهیم و برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فعل دو قسمتی مثال های متعددی ذکر می کنیم.

 

مشخصات فعل leave behind

عبارت فعلی leave behind به معنی جا گذاشتن، پشت سر گذاشتن و کنار گذاشتن است.

 

از نظر گرامری، leave behind یک فعل عبارتی بی قاعده است. گذشته ساده و شکل سوم آن left behind می باشد.

 

I left behind my keys at the office.

کلیدهایم را در دفتر جا گذاشتم.

 

همچنین اسم مصدر )gerund( و حالت استمراری این فعل به صورت leaving behind به کار می رود که با اضافه کردن ing به آخر فعل ساخته می شود.

 

She is leaving behind her old habits to improve her life.

او عادت های قدیمی خود را کنار می گذارد تا زندگی اش را بهتر کند.

 

نکته مهم دیگر این است که leave behind یک عبارت فعلی جداشدنی است یعنی اجزای آن می توانند از هم جدا شوند و مفعول می تواند بین leave و behind قرار بگیرد.

 

The architect will leave unnecessary details behind in the new design.

معمار در طرح جدید جزئیات غیر ضروری را کنار خواهد گذاشت.

 

معنی فعل leave behind

عبارت فعلی leave behind به معنی جا گذاشتن، پشت سر گذاشتن و کنار گذاشتن می باشد.

 

فرض کنید مسافری هنگام عجله برای رسیدن به قطار، کیف خود را روی نیمکت ایستگاه فراموش می کند و با عجله سوار قطار می شود.

 

The traveler left behind his bag at the station.

مسافر کیف خود را در ایستگاه جا گذاشت.

 

گاهی اوقات هم ممکن است leave behind در موقعیت هایی به کار رود که فردی چیزی یا کسی را از نظر سرعت یا پیشرفتپشت سر می گذارد. مثلاً یک دونده با سرعت زیاد رقبای خود را عقب می اندازد.

 

The runner left behind all his competitors.

دونده همه رقبای خود را پشت سر گذاشت.

 

همچنین در بعضی موقعیت ها، leave behind به معنی کنار گذاشتن یا رها کردن است. مثلاً فردی تصمیم می گیرد عادت های بد خود را برای همیشه کنار بگذارد.

She decided to leave behind her bad habits.

او تصمیم گرفت عادت های بد خود را کنار بگذارد.

 

مثال برای فعل leave behind

اکنون برای واضحتر شدن معنی leave behind مثال های متعددی ذکر می کنیم.

 

The researcher had left outdated theories behind before publishing the article.

پژوهشگر پیش از انتشار مقاله نظریه های قدیمی را کنار گذاشته بود.

 

The engineer left the toolbox behind yesterday.

مهندس دیروز جعبه ابزار را جا گذاشت.

 

The journalist has left personal opinions behind for objective reporting.

خبرنگار برای گزارشدهی بی طرفانه نظرهای شخصی را کنار گذاشته است.

 

The musician left old fears behind while performing.

نوازنده هنگام اجرا ترسهای قدیمی را پشت سر گذاشت.

 

The waiter left the menu behind on the counter.

پیشخدمت منو را روی پیشخوان جا گذاشت.

 

The clerk often leaves extra tasks behind to focus on the main work.

کارمند اغلب کارهای اضافه را کنار میگذارد تا روی کار اصلی تمرکز کند.

 

Leave the past behind and focus on your progress.

گذشته را پشت سر بگذارید و روی پیشرفت خود تمرکز کنید.

 

The driver did not leave the map behind this time.

راننده این بار نقشه را جا نگذاشت.