معنی و کاربرد lead up to چیست؟ + جملات نمونه
در این بخش معنی و کاربرد عبارت فعلی lead up to را توضیح می دهیم و برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فعل دو قسمتی مثال های متعددی ذکر می کنیم.
مشخصات فعل lead up to
عبارت فعلی lead up to به معنی منتهی شدن و مقدمه چینی کردن است. از نظر گرامری، lead up to یک فعل عبارتی بی قاعده است که گذشته ساده و شکل سوم آن led up to می باشد.
The small disagreements led up to a major argument.
مشاجره کوچک به یک دعوای بزرگ منتهی شد.
همچنین اسم مصدر)gerund( و حالت استمراری این فعل به صورت leading up to به کار می رود که با اضافه کردن ing به آخر فعل ساخته می شود.
She was leading up to an important announcement during the meeting.
او داشت برای اعلام یک خبر مهم در جلسه مقدمه چینی می کرد.
نکته مهم دیگر این است که lead up to یک عبارت فعلی جدانشدنی است به این معنی که اجزای آن از هم جدا نمی شوند و هیچ کلمه ای نمی تواند بین lead و up to قرار بگیرد.
A series of unexpected events led up to the final outcome.
سلسله ای از رویدادهای غیرمنتظره به نتیجه نهایی منتهی شد.
معنی فعل lead up to
عبارت فعلی lead up to به معنی منتهی شدن و مقدمه چینی کردن می باشد. فرض کنید معلم قبل از توضیح دادن درس اصلی، چند سؤال ساده از دانش آموزان می پرسد تا ذهن آن ها آماده شود. این سؤال های اولیه در نهایت به درس اصلی منتهی می شود.
The teacher’s questions led up to the main lesson.
سؤال های معلم به درس اصلی منتهی شدند.
گاهی اوقات هم ممکن است lead up to در موقعیت هایی به کار رود که فردی قبل از گفتن یک موضوع مهم مقدمه چینی می کند. مثلاً کسی قبل از بیان یک خبر جدی چند جمله برای مقدمه صحبتش می گوید.
He started with a few comments that led up to the main announcement.
او با چند جمله شروع کرد که مقدمه چینی برای خبر اصلی بود.
مثال برای فعل lead up to
اکنون برای واضحتر شدن معنی lead up to مثال های متعددی ذکر می کنیم.
The unexpected delay led up to a long line at the ticket office.
تأخیر غیرمنتظره به صف طولانی در باجه بلیت منتهی شد.
The actor is leading up to the final scene with quiet, emotional moments.
بازیگر با لحظات آرام و احساسی در حال مقدمه چینی برای صحنه پایانی است.
The festival usually leads up to a grand parade at the end of the week.
جشنواره معمولا در پایان هفته به یک رژه بزرگ منتهی می شود.
The sudden changes did not lead up to the success the team wanted.
تغییرات ناگهانی به موفقیتی که تیم می خواست منتهی نشد.
The workshop often leads up to a group discussion at the end.
کارگاه معمولا در پایان به یک گفتگوی گروهی منتهی می شود.
The minor errors led up to a complete system failure yesterday.
خطاهای کوچک دیروز به خرابی کامل سیستم منتهی شد.
The professor is leading up to the final lecture with short reviews.
استاد با مرورهای کوتاه در حال مقدمه چینی برای سخنرانی پایانی است.
The weekly meetings often lead up to a final decision on Fridays.
جلسات هفتگی معمولا در روزهای جمعه به یک تصمیم نهایی منتهی می شوند.
