معنی و کاربرد laze around چیست؟ + جملات نمونه

در این بخش معنی و کاربرد عبارت فعلی laze around را توضیح می دهیم و برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فعل دو قسمتی مثال های متعددی ذکر می کنیم.

 

مشخصات فعل laze around

عبارت فعلی laze around به معنی بی هدف وقت گذراندن و استراحت کردن است. از نظر گرامری، laze around یک فعل عبارتی با قاعده است که گذشته ساده و شکل سوم آن lazed around می باشد.

They lazed around all afternoon and did nothing productive.

آن ها تمام بعدازظهر بی هدف وقت گذراندند و هیچ کار مفیدی نکردند.

همچنین اسم مصدر gerund و حالت استمراری این فعل به صورت lazing around به کار می رود که با اضافه کردن ing به آخر فعل ساخته می شود.

She is lazing around on the sofa after a long day.

او بعد از یک روز طولانی روی مبل استراحت می کند.

laze around یک فعل لازم intransitive است، بنابر این برای کامل شدن جمله به مفعول نیازی نیست.

We often laze around on weekends.

ما معمولا آخر هفته ها استراحت می کنیم.

از آنجا که laze around یک فعل لازم است، نمی توان آن را در جملات مجهول به کار برد. نکته مهم دیگر این است که laze around یک عبارت فعلی جدانشدنی است، به این معنی که اجزای آن از هم جدا نمی شوند و نمی توان هیچ کلمه ای را بین laze و around قرار داد.

They decided to laze around the beach all morning.

آن ها تصمیم گرفتند تمام صبح را در ساحل سپری کنند..

 

معنی فعل laze around

عبارت فعلی laze around به معنی بی هدف وقت گذراندن و استراحت کردن می باشد. فرض کنید بعد از یک هفته ی سخت کاری، شخصی تصمیم می گیرد تمام روز جمعه را استراحت کند و هیچ کاری انجام ندهد. برای بیان این موضوع می توانیم از فعل laze around استفاده کنیم.

She decided to laze around and do nothing.

او تصمیم گرفت جمعه استراحت کند و هیچ کاری انجام ندهد.

گاهی اوقات هم ممکن است laze around در موقعیت هایی به کار رود که چند نفر در کنار هم وقت می گذرانند، مثلاً خانواده ای که در خانه جمع شده اند و چای می نوشند و صحبت می کنند.

The whole family lazed around in the living room after lunch.

تمام اعضای خانواده بعد از ناهار در اتاق نشیمن وقت گذراندند.

 

مثال برای فعل laze around

اکنون برای واضحتر شدن معنی laze around مثال های متعددی ذکر می کنیم.

 

I have lazed around too much this month.

این ماه خیلی بی هدف وقت گذرانده ام.

 

I lazed around all evening after finishing my reports.

بعد از تمام کردن گزارش ها همه عصر را استراحت کردم.

 

Stop lazing around and start your task.

وقت گذرانی بی هدف را کنار بگذار و کارَت را شروع کن.

 

The chef had lazed around before the evening shift started.

آشپز قبل از شروع شیفت عصر استراحت کرده بود.

 

Some students laze around in hallway between classes.

بعضی دانشجویان بین کلاس ها بی هدف در راهرو وقت می گذرانند.

 

The athlete often lazes around after intense training.

ورزشکار اغلب بعد از تمرین های سنگین استراحت می کند.

 

I lazed around in the park without any plans.

در پارک بدون هیچ برنامه ای وقت گذراندم.

 

The professor lazed around for a short time before the lecture.

استاد مدت کوتاهی قبل از سخنرانی استراحت کرد.