معنی و کاربرد lay into چیست؟ + جملات نمونه

در این بخش معنی و کاربرد عبارت فعلی lay into را توضیح می دهیم و برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فعل دو قسمتی مثال های متعددی ذکر می کنیم.

 

مشخصات فعل lay into

عبارت فعلی lay into به معنی حمله کردن و انتقاد کردن است. از نظر گرامری، lay into یک فعل عبارتی بی قاعده است. گذشته ساده و شکل سوم آن laid into می باشد.

The coach laid into the players for their poor performance.

مربی به خاطر عملکرد ضعیف بازیکنان از آنها انتقاد کرد.

همچنین اسم مصدر )gerund( و حالت استمراری این فعل به صورت laying into به کار می رود که با اضافه کردن ing به آخر فعل ساخته می شود.

The captain is laying into the pirate who boarded the ship.

ناخدا دارد به دزد دریایی که وارد کشتی شده حمله می کند.

lay into یک فعل متعدی است، بنابر این برای کامل شدن جمله به مفعول نیاز دارد.

The soldier laid into the enemy fighter on the hillside.

سرباز روی دامنهٔ تپه به جنگجوی دشمن حمله کرد.

از آنجا که lay into یک فعل متعدی است، می توان آن را در جملات مجهول هم به کار برد.

This plan was laid into by several experts.

این طرح توسط چندین کارشناس مورد انتقاد قرار گرفت.

نکته مهم دیگر این است که lay into یک عبارت فعلی جداشدنی نیست و اجزای آن از هم جدا نمی شوند.

The reviewer laid into the new movie for its weak story.

منتقد به خاطر داستان ضعیف از فیلم جدید انتقاد کرد.

 

معنی فعل lay into

عبارت فعلی lay into به معنی حمله کردن و انتقاد کردن می باشد. فرض کنید مادری وقتی می فهمد پسرش دوباره بدون اجازه از خانه بیرون رفته، خیلی عصبانی می شود و از رفتار او انتقاد می کند. برای توصیف این موقعیت می توانیم از عبارت فعلی lay into استفاده کنیم.

The mother laid into her son for sneaking out again.

مادر به خاطر دوباره یواشکی بیرون رفتن، از پسرش انتقاد کرد.

گاهی اوقات هم lay into وقتی به کار می رود که فردی به طور فیزیکی به دیگری حمله می کند. مثلا دو مرد در خیابان با هم بحث می کنند و یکی از آن ها ناگهان به دیگری حمله ور می شود.

The man suddenly laid into the other in the middle of the street.

مرد ناگهان وسط خیابان به دیگری حمله ور شد.

 

مثال برای فعل lay into

اکنون برای واضح تر شدن معنی lay into مثال های متعددی ذکر می کنیم.

 

The manager has laid into the new clerk several times this week.

مدیر این هفته چند بار از کارمند جدید انتقاد کرده است.

 

The journalist laid into the government for ignoring the crisis.

خبرنگار از دولت برای نادیده گرفتن بحران انتقاد کرد.

 

The farmer laid into the wolf with a pitchfork to save the lambs.

کشاورز با چنگک به گرگ حمله کرد تا بره ها را نجات دهد.

 

The trainer laid into the runner for breaking the rules.

مربی از دونده برای زیر پا گذاشتن قوانین انتقاد کرد.

 

The wolf pack always lays into lone deer at dusk.

گله گرگ ها همیشه در هنگام غروب به گوزن تنها حمله می کنند.

 

Customers Usually lay into a company when service is poor.

مشتریان معمولا وقتی خدمات ضعیف است از شرکت انتقاد می کنند.

 

The villager laid into the stray dog with a stick.

روستایی با چوب به سگ ولگرد حمله کرد.

 

The critic has laid into the new novel several times already.

منتقد تا حالا چند بار از رمان جدید انتقاد کرده است.

 

The soldier has laid into the enemy scout before retreat orders arrived.

سرباز قبل از رسیدن دستور عقب نشینی به دیده بان دشمن حمله کرده است.

 

The audience did not lay into the speaker despite the delay.

حضار با وجود تأخیر از سخنران انتقاد نکردند.