معنی و کاربرد lay aside چیست؟ + جملات نمونه

در این بخش معنی و کاربرد عبارت فعلی lay aside را توضیح می دهیم و برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فعل دو قسمتی مثال های متعددی ذکر می کنیم.

 

مشخصات فعل lay aside

عبارت فعلی lay aside به معنی کنار گذاشتن می باشد. از نظر گرامری، lay aside یک فعل عبارتی بی قاعده است که گذشته ساده و شکل سوم آن laid aside می باشد.

The student laid aside personal worries to focus on the exam.

دانشجو نگرانی های شخصی را کنار گذاشت تا روی امتحان تمرکز کند.

همچنین اسم مصدر و حالت استمراری این فعل به صورت laying aside به کار می رود که با اضافه کردن ing به آخر فعل ساخته می شود.

The writer is laying aside old notes to start a new project.

نویسنده یادداشت های قدیمی را کنار می گذارد تا یک پروژه جدید را شروع کند.

lay aside یک فعل متعدی است، بنابر این برای کامل شدن جمله به مفعول نیاز دارد.

We laid aside enough funds for future plans.

پول کافی برای برنامه های آینده کنار گذاشتیم.

از آنجا که lay aside یک فعل متعدی است، می توان آن را در جملات مجهول هم به کار برد.

Important documents were laid aside for later review.

اسناد مهم برای بررسی بعدی کنار گذاشته شدند.

نکته مهم دیگر این است که lay aside یک عبارت فعلی جداشدنی است، یعنی اجزای آن می توانند از هم جدا شوند و مفعول می تواند بین lay و aside قرار بگیرد.

The family laid some money aside for emergencies.

خانواده مقداری پول برای شرایط اضطراری کنار گذاشت.

 

معنی فعل lay aside

عبارت فعلی lay aside به معنی کنار گذاشتن می باشد. فرض کنید در حال کار هستید اما احساس خستگی می کنید، پس تصمیم می گیرید برای مدتی کار را کنار بگذارید و استراحت کنید. برای بیان این موقعیت می توانید از عبارت فعلی lay aside استفاده کنیم.

I laid aside her work to take a short rest.

کارم را کنار گذاشتم تا کمی استراحت کنم.

گاهی اوقات هم lay aside در موقعیت هایی به کار می رود که فردی احساسات منفی مثل خشم یا کینه را کنار می گذارد تا دوباره رابطه ای را به حالت اول باز گردانند. مثلا دو دوست بعد از مشاجره تصمیم می گیرند ناراحتی هایشان را فراموش کند و دوستی خود را از سر بگیرند.

They laid aside their anger and became friends again.

آنها خشم خود را کنار گذاشتند و دوباره با هم دوست شدند.

همچنین در بعضی موقعیت ها، lay aside به معنی کنار گذاشتن پول یا چیزی برای آینده است، مثلا شخصی هر ماه مقداری پول برای سفرش ذخیره می کند.

He laid aside some money every month for his trip.

او هر ماه مقداری پول برای سفرش کنار می گذاشت.

 

مثال برای فعل lay aside

اکنون برای واضح تر شدن معنی lay aside مثال های متعددی ذکر می کنیم.

 

The nurse laid aside her concerns to focus on the patient.

پرستار نگرانی هایش را کنار گذاشت تا روی بیمار تمرکز کند.

 

The engineer always lays aside broken tools.

مهندس همیشه ابزارهای خراب را کنار می گذارد.

 

The clerk had laid aside unnecessary papers.

کارمند برگه های غیرضروری را کنار گذاشته بود.

 

Lay aside old clothing.

لباس های قدیمی را کنار بگذار.

 

The accountant has laid aside outdated files.

حسابدار پرونده های قدیمی را کنار گذاشته است.