معنی و کاربرد laugh off چیست؟ + جملات نمونه

در این بخش معنی و کاربرد عبارت فعلی laugh off را توضیح می دهیم و برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فعل دو قسمتی مثال های متعددی ذکر می کنیم.

 

مشخصات فعل laugh off

عبارت فعلی laugh off به معنی به شوخی گرفتن یا با خنده از سر گذراندن است. از نظر گرامری، laugh off یک فعل عبارتی با قاعده است و گذشته ساده و شکل سوم آن laughed off می باشد.

He laughed off the mistake as if it were nothing serious.

او اشتباه را طوری شوخی گرفت که انگار موضوع مهمی نبود.

همچنین اسم مصدر (gerund) و حالت استمراری این فعل به صورت laughing off به کار می رود که با اضافه کردن ing به آخر فعل ساخته می شود.

She is laughing off the rumors about her performance.

او شایعات مربوط به عملکردش را شوخی می گیرد.

laugh off یک فعل متعدی (transitive) است، بنابراین برای کامل شدن جمله به مفعول نیاز دارد.

The manager laughed off the criticism from the press.

مدیر انتقاد مطبوعات را شوخی گرفت.

از آنجا که laugh off یک فعل متعدی است، می توان آن را در جملات مجهول هم به کار برد.

The incident was laughed off by the team.

آن حادثه توسط تیم با خنده از سر گذرانده شد.

نکته مهم دیگر این است که laugh off یک عبارت فعلی جداشدنی است، یعنی اجزای آن می توانند از هم جدا شوند و مفعول می تواند بین laugh و off قرار بگیرد.

The journalist laughed the threats off and kept writing.

خبرنگار تهدیدها را به شوخی گرفت و به نوشتن ادامه داد.

 

معنی فعل laugh off

عبارت فعلی laugh off به معنی به شوخی گرفتن یا با خنده از سر گذراندن می باشد. فرض کنید دانش آموزی در کلاس پاسخ اشتباهی می دهد و همه می خندند، اما او ناراحت نمی شود و با خنده از کنار آن می گذرد. برای توصیف این موقعیت می توانیم از فعل عبارتی laugh off استفاده کنیم.

The student laughed off his mistake during the lesson.

دانش آموز اشتباهش را در طول درس با خنده نادیده گرفت.

گاهی اوقات هم ممکن است laugh off در موقعیت هایی به کار رود که فردی انتقاد یا توهین را جدی نمی گیرد و با خنده از آن عبور می کند. مثلا یک بازیگر از شایعات درباره خودش ناراحت نمی شود و آن ها را به شوخی می گیرد.

The actor laughed off the rumors about him.

بازیگر شایعات درباره خودش را جدی نگرفت.

 

مثال برای فعل laugh off

اکنون برای واضح تر شدن معنی laugh off مثال های متعددی ذکر می کنیم.

 

The singer laughed off the embarrassing moment on stage.

خواننده لحظه ی خجالت آور روی صحنه را با خنده از سر گذراند.

 

The artist laughed off the harsh review in the newspaper.

هنرمند نقد تند روزنامه را به شوخی گرفت.

 

The comedian always laughs off negative comments.

کمدین همیشه نظرهای منفی را با خنده از سر می گذراند.

 

The driver laughed off the warning from his friend.

راننده هشدار دوستش را شوخی گرفت.

 

The journalist has always laughed off criticism.

خبرنگار همیشه انتقاد را با خنده از سر گذرانده است.

 

The scientist had laughed off the theory before discovering it was true.

دانشمند پیش از اینکه بفهمد نظریه درست است، آن را شوخی گرفته بود.

 

The pilot didn’t laugh off the problem this time.

خلبان این بار مشکل را شوخی نگرفت.

 

Never laugh off someone’s pain.

هرگز درد کسی را شوخی نگیرید.