معنی و کاربرد knock up چیست؟ + جملات نمونه
در این بخش معنی و کاربرد عبارت فعلی knock up را توضیح می دهیم و برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فعل دو قسمتی مثال های متعددی ذکر می کنیم.
مشخصات فعل knock up
عبارت فعلی knock up به معنی چیزی را به سرعت درست کردن یا کسی را با در زدن از خواب بیدار کردن است. از نظر گرامری، knock up یک فعل عبارتی با قاعده است که گذشته ساده و شکل سوم آن knocked up می باشد.
The carpenter knocked up a small table yesterday.
نجار دیروز یک میز کوچک سرهم کرد.
همچنین اسم مصدر (gerund) و حالت استمراری این فعل به صورت knocking up به کار می رود که با اضافه کردن ing به آخر فعل ساخته می شود.
The workers are knocking up a small shed in the backyard.
کارگران در حیاط پشتی یک آلونک کوچک را به سرعت درست می کنند.
knock up یک فعل متعدی (transitive) است، بنابراین برای کامل شدن جمله به مفعول نیاز دارد.
The servant knocked up the family early in the morning.
خدمتکار صبح زود خانواده را با در زدن از خواب بیدار کرد.
از آنجا که knock up یک فعل متعدی است، می توان آن را در جملات مجهول هم به کار برد.
The guests were knocked up at dawn for an early departure.
مهمان ها سپیده دم برای حرکت زودهنگام با در زدن بیدار شدند.
نکته مهم دیگر این است که knock up یک عبارت فعلی جداشدنی است، یعنی اجزای آن می توانند از هم جدا شوند و مفعول می تواند بین knock و up قرار بگیرد.
The chef knocked a delicious soup up in just ten minutes.
آشپز در عرض تنها ده دقیقه یک سوپ خوشمزه درست کرد.
معنی فعل knock up
عبارت فعلی knock up به معنی چیزی را به سرعت درست کردن یا کسی را با در زدن از خواب بیدار کردن می باشد. فرض کنید مهمان سرزده دارید و می خواهید در زمان کم چیزی برای خوردن آماده کنید. در این حالت می توانید یک غذای ساده مثلاً چند ساندویچ درست کنید.
He knocked up some sandwiches.
او به سرعت چند ساندویچ درست کرد.
در بعضی موقعیت ها knock up به معنی بیدار کردن کسی با در زدن هم هست. فرض کنید فردی باید صبح زود سر کار برود و از همسایه اش می خواهد او را بیدار کند.
She asked her neighbor to knock her up at five.
او از همسایه اش خواست ساعت پنج صبح او را بیدار کند.
مثال برای فعل knock up
اکنون برای واضح تر شدن معنی knock up مثال های متعددی ذکر می کنیم.
The designer has knocked up a few sample dresses.
طراح چند لباس نمونه درست کرده است.
The guard knocked up the workers before sunrise.
نگهبان کارگران را قبل از طلوع خورشید با در زدن بیدار کرد.
The farmer knocked up a wooden fence last week.
کشاورز هفته گذشته یک حصار چوبی درست کرد.
The driver knocked up the manager at six o’clock.
راننده ساعت شش مدیر را با در زدن بیدار کرد.
The reporter had knocked up the photographer by mistake.
خبرنگار اشتباهی عکاس را بیدار کرده بود.
The janitor will knock up the staff before the meeting.
سرایدار قبل از جلسه کارکنان را بیدار خواهد کرد.
The engineer sometimes knocks up models for his students.
مهندس گاهی مدل هایی برای دانشجویانش درست می کند.
Don’t knock up the guests so early.
مهمان ها را این قدر زود بیدار نکن.
The cook didn’t knock up anything special today.
آشپز امروز چیز خاصی درست نکرد.
The assistant knocked up the director at midnight.
دستیار نیمه شب مدیر را با در زدن بیدار کرد.
I knocked up a quick meal before leaving.
قبل از رفتن یک غذای سریع درست کردم.
