معنی و کاربرد knock together چیست؟ + جملات نمونه
در این بخش معنی و کاربرد عبارت فعلی knock together را توضیح می دهیم و برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فعل دو قسمتی مثال های متعددی ذکر می کنیم.
مشخصات فعل knock together
عبارت فعلی knock together به معنی ساختن یا سرهم کردن چیزی با سرعت و وسایل ساده می باشد. از نظر گرامری، knock together یک فعل عبارتی با قاعده است که گذشته ساده و شکل سوم آن knocked together می باشد.
We knocked together a small table for the kitchen.
به سرعت یک میز کوچک برای آشپزخانه ساختیم.
همچنین اسم مصدر (gerund) و حالت استمراری این فعل به صورت knocking together به کار می رود که با اضافه کردن ing به آخر فعل ساخته می شود.
I am knocking together a few shelves for the new room.
دارم چند قفسه برای اتاق جدید سرهم می کنم.
knock togetherیک فعل متعدی (transitive) است، بنابر این برای کامل شدن جمله به مفعول نیاز دارد.
We knocked together a wooden chair in an hour.
در یک ساعت یک صندلی چوبی ساختیم.
از آنجا که knock together یک فعل متعدی است، می توان آن را در جملات مجهول هم به کار برد.
A small hut was knocked together near the river.
یک کلبه کوچک کنار رودخانه ساخته شد.
نکته مهم دیگر این است که knock together یک عبارت فعلی جداشدنی است، یعنی اجزای آن می توانند از هم جدا شوند و مفعول می تواند بین knock و together قرار بگیرد.
We knocked a few boards together to make a bench.
از چند تخته استفاده کردیم تا نیمکتی بسازیم.
معنی فعل knock together
عبارت فعلی knock together به معنی ساختن یا سرهم کردن چیزی با سرعت و وسایل ساده می باشد. فرض کنید فردی با چند تکه چوب یک جا لباسی ساده می سازد، برای بیان این موضوع می توانیم از فعل عبارتی knock together کمک بگیریم.
He knocked together a coat rack from some pieces of wood.
او با چند تکه چوب یک جا لباسی ساده ساخت.
گاهی اوقات knock together وقتی استفاده می شود که کسی بخواهد بدون صرف زمان زیاد چیزی بسازد، مثلاً یک کشاورز برای نگهداری ابزارش یک انبار کوچک می سازد.
The farmer knocked together a small shed for his tools.
کشاورز برای ابزارش یک انبار کوچک ساخت.
در بعضی موقعیت ها هم knock together به معنی ساختن موقتی برای رفع نیاز فوری است، مثلاً وقتی کسی برای کار تعمیر نیاز فوری به یک میز کار دارد و خودش یکی درست می کند.
He knocked together a workbench in his garage.
او در گاراژ خود یک میز کار موقتی درست کرد.
مثال برای فعل knock together
اکنون برای واضح تر شدن معنی knock together مثال های متعددی ذکر می کنیم.
The workers are knocking together a temporary fence.
کارگران در حال ساختن یک حصار موقتی هستند.
We have knocked together several benches for the garden.
چند نیمکت برای باغ ساخته ایم.
We hadn’t knocked together any shelves before they arrived.
قبل از آمدن آن ها هیچ قفسه ای درست نکرده بودیم.
They had knocked together a cabin before winter started.
آن ها قبل از شروع زمستان یک کلبه ساخته بودند.
The volunteers will knock together tables for the event.
داوطلبان برای مراسم میزهایی خواهند ساخت.
The builder will not knock together anything without a plan.
سازنده بدون نقشه هیچ چیزی نخواهد ساخت.
Don’t knock together the parts too quickly.
قطعات را خیلی سریع سرهم نکن.
