معنی و کاربرد kill off چیست؟ + جملات نمونه

در این بخش معنی و کاربرد عبارت فعلی kill off را توضیح می دهیم و برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فعل دو قسمتی مثال های متعددی ذکر می کنیم.

 

مشخصات فعل kill off

عبارت فعلی kill off به معنی نابود کردن یا از بین بردن است. از نظر گرامری، kill off یک فعل عبارتی با قاعده است که گذشته ساده و شکل سوم آن killed off می باشد.

The drought killed off many of the trees in the forest.

خشکسالی بسیاری از درختان جنگل را از بین برد.

همچنین اسم مصدر (gerund) و حالت استمراری این فعل به صورت killing off به کار می رود که با اضافه کردن ing به آخر فعل ساخته می شود.

This disease is killing off the population of seals in the area.

این بیماری در حال نابود کردن جمعیت فک ها در منطقه است.

kill off یک فعل متعدی (transitive) است، بنابراین برای کامل شدن جمله به مفعول نیاز دارد.

The cold snap killed off all the young plants.

سرمای ناگهانی همه گیاهان جوان را از بین برد.

از آنجا که kill off یک فعل متعدی است، می توان آن را در جملات مجهول هم به کار برد.

The parasites were killed off by the new chemical.

انگل ها توسط ماده شیمیایی جدید نابود شدند.

نکته مهم دیگر این است که kill off یک عبارت فعلی جداشدنی است، یعنی اجزای آن می توانند از هم جدا شوند و مفعول می تواند بین kill و off قرار بگیرد.

The scientists hope to kill the invading insects off.

دانشمندان امیدوارند حشرات مهاجم را نابود کنند.

 

معنی فعل kill off

عبارت فعلی kill off به معنی نابود کردن یا از بین بردن می باشد. فرض کنید کشاورزان برای محافظت از محصولات خود در برابر حشرات مضر، از آفت کش استفاده می کنند تا آنها را نابود کنند. برای بیان این موقعیت می توانیم از عبارت فعلی kill off استفاده کنیم.

The farmers use pesticide to kill off the harmful insects.

کشاورزان از آفتکش استفاده کردند تا حشرات موذی را نابود کنند.

گاهی اوقات هم kill off برای زمانی به کار می رود که یک بیماری یا ویروس جمعیت زیادی را از بین می برد، مثلا یک ویروس مرگبار می تواند تعداد زیادی از حیوانات را نابود کند.

The deadly virus killed off thousands of animals.

ویروس مرگبار هزاران حیوان را از بین برد.

همچنین در بعضی موقعیت ها kill off در مورد پایان دادن به چیزی مانند سنت ها، باورها یا عادت های قدیمی به کار می رود. مثلا پیشرفت فناوری ممکن است بسیاری از سنت های قدیمی را از بین ببرد.

Modern technology has killed off many old traditions.

فناوری مدرن بسیاری از سنت های قدیمی را از بین برده است.

 

مثال برای فعل kill off

اکنون برای واضحتر شدن معنی kill off مثال های متعددی ذکر می کنیم.

 

The sudden frost killed off the entire tomato crop.

یخبندان ناگهانی کل محصول گوجه فرنگی را نابود کرد.

 

A severe drought killed off many endangered species in the region.

یک خشکسالی شدید بسیاری از گونه های در معرض خطر در منطقه را ریشه کن کرد.

 

The company’s mismanagement has nearly killed off that small business.

سوء مدیریت شرکت تقریباً باعث نابودی آن کسب و کار کوچک شده است.

 

The gardener usually kills off the weeds with a powerful chemical spray.

باغبان معمولاً علف های هرز را با یک اسپری شیمیایی قوی ریشه کن می کند.

 

Experts predict that rising temperatures will kill off all coral reefs eventually.

کارشناسان پیش بینی می کنند که دمای فزاینده در نهایت تمام صخره های مرجانی را نابود خواهد کرد.

 

This aggressive treatment always kills off the bacteria completely.

این درمان تهاجمی همیشه باکتری ها را کاملاً ریشه کن می کند.

 

Kill off those aggressive insects before they ruin the entire vegetable patch!

آن حشرات تهاجمی را قبل از اینکه کل باغچه سبزیجات را از بین ببرند، نابود کن!