معنی و کاربرد kick over چیست؟ + جملات نمونه
در این بخش معنی و کاربرد عبارت فعلی kick over را توضیح می دهیم و برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فعل دو قسمتی مثال های متعددی ذکر می کنیم.
مشخصات فعل kick over
عبارت فعلی kick over به معنی با لگد انداختن یا با لگد واژگون کردن می باشد. از نظر گرامری، kick over یک فعل عبارتی با قاعده است که گذشته ساده و شکل سوم آن kicked over می باشد.
The librarian kicked over a pile of books by accident.
کتابدار به طور تصادفی توده ای از کتاب ها را با پا انداخت.
همچنین اسم مصدر (gerund) و حالت استمراری این فعل به صورت kicking over به کار می رود که با اضافه کردن ing به آخر فعل ساخته می شود.
The dog was kicking over the trash can when its owner arrived.
سگ داشت سطل زباله را واژگون می کرد وقتی صاحبش رسید.
kick over یک فعل متعدی (transitive) است، بنابر این برای کامل شدن جمله به مفعول نیاز دارد.
The worker kicked over the bucket before the supervisor came.
کارگر قبل از آمدن ناظرسطل را با لگد واژگون کرد.
از آنجا که kick over یک فعل متعدی است، می توان آن را در جملات مجهول هم به کار برد.
The glass was kicked over by the cat.
لیوان توسط گربه واژگون شد.
نکته مهم دیگر این است که kick over یک عبارت فعلی جداشدنی است، یعنی اجزای آن می توانند از هم جدا شوند و مفعول می تواند بین kick و over قرار بگیرد.
the man kicked the chair over.
مرد صندلی را با لگد واژگون کرد.
معنی فعل kick over
عبارت فعلی kick over به معنی با لگد انداختن یا با لگد واژگون کردن می باشد. فرض کنید کودکی در اتاق بازی می کند و با پا به سبد اسباب بازی ها ضربه می زند و آن را واژگون می کند. برای توصیف این موقعیت می توانیم از عبارت فعلی kick over استفاده کنیم.
The child kicked over the toy basket.
کودک سبد اسباب بازی ها را با لگد واژگون کرد.
گاهی اوقات نیز ممکن است شخصی از روی عصبانیت به وسیله ای ضربه بزند و آن را بیندازد. مثلاً کسی از شدت خشم به صندلی لگد می زند و آن را می اندازد.
He kicked over the chair in anger.
او از روی عصبانیت صندلی را با لگد انداخت.
مثال برای فعل kick over
اکنون برای واضحتر شدن معنی kick over مثال های متعددی ذکر می کنیم.
The children keep kicking over flowerpots in the yard.
بچه ها مرتب گلدان ها را در حیاط با پا واژگون می کنند.
The student had kicked over a stool during the experiment.
دانش آموز هنگام آزمایش چهارپایه ای را با پا انداخته بود.
Don’t kick over the paint bucket again.
دوباره سطل رنگ را با لگد واژگون نکن.
The worker kicked over the ladder accidentally.
کارگر به طور تصادفی نردبان را با لگد انداخت.
The toddler kicked over the milk bottle.
کودک نوپا شیشه شیر را با لگد واژگون کرد.
The photographer will kick over the tripod if not careful.
عکاس اگر دقت نکند سه پایه را با پا می اندازد.
