معنی و کاربرد kick around چیست؟ + جملات نمونه
در این بخش معنی و کاربرد عبارت فعلی kick around را توضیح می دهیم و برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فعل دو قسمتی مثال های متعددی ذکر می کنیم.
مشخصات فعل kick around
عبارت فعلی kick around به معنی بررسی کردن، گشتن یا بی احترامی کردن است. از نظر گرامری، kick around یک فعل عبارتی با قاعده است که گذشته ساده و شکل سوم آن kicked around می باشد.
Researchers kicked the old documents around to find useful information.
محققان اسناد قدیمی را بررسی کردند تا اطلاعات مفید پیدا کنند.
همچنین اسم مصدر (gerund) و حالت استمراری این فعل به صورت kicking around به کار می رود که با اضافه کردن ing به آخر فعل ساخته می شود.
The team is kicking around several options for the project.
تیم چند گزینه مختلف را برای پروژه بررسی می کند.
نکته مهم دیگر این است که kick around یک عبارت فعلی جداشدنی است، یعنی اجزای آن می توانند از هم جدا شوند و مفعول می تواند بین kick و around قرار بگیرد.
The staff kicked the proposals around to find the most practical solution.
کارکنان پیشنهادها را بررسی کردند تا عملی ترین راه حل را پیدا کنند.
معنی فعل kick around
عبارت فعلی kick around به معنی بررسی کردن، گشتن یا بی احترامی کردن می باشد. فرض کنید گروهی از دانش آموزان در حال بررسی کردن ایده های مختلف برای پروژه مدرسه هستند. آن ها ایده ها را بین خودشان مطرح و درباره شان صحبت می کنند تا یک ایده را انتخاب کنند.
The students kicked around several ideas before choosing one.
دانش آموزان چند ایده را بررسی کردند قبل از اینکه یکی را انتخاب کنند.
گاهی اوقات هم ممکن است kick around برای گشتن یا پرسه زدن استفاده شود، مثلاً کسی در شهر برای تفریح یا کشف مکان های جدید قدم می زند.
She kicked around the city all afternoon to discover new places.
او تمام بعدازظهر در شهر گشت تا جاهای جدید را کشف کند.
همچنین در بعضی موقعیت ها، kick around به معنای بی احترامی کردن یا مسخره کردن است .
The kids kicked around the new student at school.
بچه ها در مدرسه به دانش آموز جدید بی احترامی کردند.
مثال برای فعل kick around
اکنون برای واضح تر شدن معنی kick around مثال های متعددی ذکر می کنیم.
The scientist kicked around hypotheses during the conference.
دانشمند در طول کنفرانس فرضیه ها را بررسی می کرد.
Kick around the city and see what interesting shops you can find.
در شهر بگردید و ببینید چه فروشگاه های جالبی پیدا می کنید.
The politician kicked around the opponent during the debate.
سیاستمدار در طول مناظره به رقیب خود بی احترامی کرد.
Kick around the proposal carefully before making a decision.
پیشنهاد را با دقت بررسی کنید قبل از اینکه تصمیم بگیرید.
Do not kick around your coworkers even if you are frustrated.
حتی اگر عصبانی هستید، به همکارانتان بی احترامی نکنید.
The tourists kicked around the city taking photos.
گردشگران در شهر می گشتند و عکس می گرفتند.
