معنی و کاربرد keep off چیست؟ + جملات نمونه

در این بخش معنی و کاربرد عبارت فعلی keep off را توضیح می دهیم و برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فعل دو قسمتی مثال های متعددی ذکر می کنیم.

 

مشخصات فعل keep off

عبارت فعلی keep off به معنی دور ماندن یا اجتناب کردن است. از نظر گرامری، keep off یک فعل عبارتی بی قاعده است که گذشته ساده و شکل سوم آن kept off می باشد.

The children kept off the muddy path during the rain.

بچه ها در طول باران از مسیر گلی دوری کردند.

همچنین اسم مصدر (gerund) و حالت استمراری این فعل به صورت keeping off به کار می رود که با اضافه کردن ing به آخر فعل ساخته می شود.

Keeping off fatty foods is good for the heart.

پرهیز کردن از غذاهای چرب برای قلب خوب است.

keep offیک فعل متعدی (transitive) است، بنابر این برای کامل شدن جمله به مفعول نیاز دارد.

The rescue team has kept the spectators off the collapsed building.

تیم نجات تماشاگران را از ساختمان فروریخته دور نگه داشته است.

از آنجا که keep off یک فعل متعدی است، می توان آن را در جملات مجهول هم به کار برد.

The sun must be kept off the painting.

نقاشی باید از نور خورشید دور نگه داشته شود.

نکته مهم دیگر این است که keep off یک عبارت فعلی جداشدنی است، یعنی اجزای آن می توانند از هم جدا شوند و مفعول می تواند بین keep و off قرار گیرد.

The umbrella will keep the rain off.

چتر باران را دور نگه خواهد داشت.

 

معنی فعل keep off

عبارت فعلی keep off به معنی دور ماندن یا اجتناب کردن است. فرض کنید در یک پارک تابلویی نصب شده که از مردم می خواهد از چمن های تازه کاشته شده دور بمانند. برای بیان این موقعیت می توانیم از عبارت فعلی keep off استفاده کنیم.

Please keep off the grass.

لطفاً از چمن ها دور بمانید(روی چمن ها راه نروید).

گاهی اوقات هم ممکن است keep off در موقعیت هایی به کار رود که فردی از بحث کردن یا صحبت کردن در مورد موضوع خاصی دوری می کند. مثلاً یک سخنران از موضوعات سیاسی دوری می کند.

The speaker kept off controversial political issues.

سخنران از مسائل سیاسی جنجالی دوری کرد.

 

مثال برای فعل keep off

اکنون برای واضحتر شدن معنی keep off مثال های متعددی ذکر می کنیم.

 

The new fence has kept off the deer from the vegetable garden.

حصار جدید گوزن ها را از باغ سبزیجات دور نگه داشته است.

 

My doctor advised me to keep off sugary drinks last month.

دکترم ماه گذشته به من توصیه کرد که از نوشیدنی های شیرین پرهیز کنم.

 

The high walls had kept off the strong winds from the small village.

دیوارهای بلند بادهای شدید را از روستای کوچک دور نگه داشته بودند.

 

The professional athlete kept off fast food during the training period.

ورزشکار حرفه ای در طول دوره تمرین از فست فود پرهیز کرد.

 

Keep off that high shelf; it might fall!

از آن قفسه بلند دوری کن؛ ممکن است بیفتد!

 

The government had kept off unnecessary spending before the crisis hit.

دولت قبل از وقوع بحران از هزینه های غیرضروری پرهیز کرده بود.