معنی و کاربرد keep in چیست؟ + جملات نمونه

در این بخش معنی و کاربرد عبارت فعلی keep in را توضیح می دهیم و برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فعل دو قسمتی مثال های متعددی ذکر می کنیم.

 

مشخصات فعل keep in

عبارت فعلی keep in به معنی داخل نگه داشتن، بیرون نرفتن یا احساسات را کنترل کردن است .از نظر گرامری، keep in یک فعل عبارتی بی قاعده است که گذشته ساده و شکل سوم آن kept in می باشد.

The journalist kept in for two days to finish her report.

خبرنگار دو روز در خانه ماند تا گزارشش را تمام کند.

همچنین اسم مصدر (gerund) و حالت استمراری این فعل به صورت keeping in به کار می رود که با اضافه کردن ing به آخر فعل ساخته می شود.

She is keeping in her anger during the meeting.

او در طول جلسه خشمش را کنترل می کند.

keep in یک فعل متعدی (transitive) است، بنابراین برای کامل شدن جمله به مفعول نیاز دارد.

The teacher kept the students in after class.

معلم دانش آموزان را بعد از کلاس نگه داشت.

از آنجا که keep in یک فعل متعدی است، می توان آن را در جملات مجهول هم به کار برد.

The children were kept in for talking during the lesson.

بچه ها به خاطر صحبت کردن در طول درس در کلاس نگه داشته شدند.

نکته مهم دیگر این است که keep in یک عبارت فعلی جداشدنی است، یعنی اجزای آن می توانند از هم جدا شوند و مفعول می تواند بین keep و in قرار بگیرد.

The hospital will keep the patient in for one more night.

بیمارستان بیمار را یک شب دیگر نگه خواهد داشت.

 

معنی فعل keep in

عبارت فعلی keep in به معنی داخل نگه داشتن، بیرون نرفتن یا احساسات را کنترل کردن می باشد. فرض کنید باران شدیدی در حال باریدن است و مادر به فرزندش می گوید که بهتر است در خانه بماند و بیرون نرود. برای توصیف این موقعیت از عبارت فعلی keep in استفاده می کنیم.

The mother told her son to keep in because of the heavy rain.

مادر به پسرش گفت که به خاطر باران شدید در خانه بماند.

گاهی اوقات هم ممکن است keep in در موقعیت هایی به کار رود که کسی احساساتش را بروز نمی دهد و در دل خود نگه می دارد. مثلاً کسی ناراحت است اما سعی می کند گریه نکند.

She tried to keep in her tears during the speech.

او سعی کرد هنگام سخنرانی جلوی اشک هایش را بگیرد.

 

مثال برای فعل keep in

اکنون برای واضح تر شدن معنی keep in مثال های متعددی ذکر می کنیم.

 

The actor had kept in his anger during the interview.

بازیگر در طول مصاحبه خشمش را کنترل کرده بود.

 

Please keep in until the storm is over.

لطفاً تا تمام شدن طوفان در خانه بمانید.

 

The hospital will keep the patient in for one more night.

بیمارستان بیمار را یک شب دیگر نگه خواهد داشت.

 

The scientist kept in his excitement during the experiment.

دانشمند در طول آزمایش هیجان خود را کنترل کرد.

 

Keep in until you get a message from the police.

تا زمانی که از پلیس پیامی دریافت نکرده اید در خانه بمانید.

 

The director kept in her true feelings during the meeting.

کارگردان احساسات واقعی اش را در جلسه کنترل کرد.

 

The family keeps in on holidays to enjoy time together.

خانواده در تعطیلات در خانه می ماند تا با هم وقت بگذرانند.

 

The driver kept in his frustration when the car broke down.

راننده هنگام خراب شدن ماشین ناراحتی اش را آشکار نکرد.

 

The singer will not keep in tomorrow; there’s a concert to attend.

خواننده فردا در خانه نخواهد ماند؛ باید در یک کنسرت شرکت کند.