معنی و کاربرد keep down چیست؟ + جملات نمونه
در این بخش معنی و کاربرد عبارت فعلی keep down را توضیح می دهیم و برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فعل دو قسمتی مثال های متعددی ذکر می کنیم.
مشخصات فعل keep down
عبارت فعلی keep down به معنی پایین نگه داشتن، کنترل کردن یا جلوی تهوع را گرفتن می باشد. از نظر گرامری، keep down یک فعل عبارتی بی قاعده است که گذشته ساده و شکل سوم آن kept down می باشد.
The engineer kept down the production costs.
مهندس هزینه تولید را پایین نگه داشت
همچنین اسم مصدر (gerund) و حالت استمراری این فعل به صورت keeping down به کار می رود که با اضافه کردن ing به آخر فعل ساخته می شود.
The company is keeping down the production costs.
شرکت در حال کنترل کردن هزینه های تولید است.
نکته مهم دیگر این است که keep down یک عبارت فعلی جداشدنی است، یعنی اجزای آن می توانند از هم جدا شوند و مفعول می تواند بین keep و down قرار بگیرد.
Tom tried to keep his anger down.
تام سعی کرد خشم خود را کنترل کند.
معنی فعل keep down
عبارت فعلی keep down به معنی پایین نگه داشتن، کنترل کردن یا جلوی تهوع را گرفتن می باشد. فرض کنید یک فروشگاه در تلاش است که قیمت های خود را پایین نگه دارد تا مشتریان بیشتری جذب کند. برای بیان این موقعیت می توانیم از عبارت فعلی keep down استفاده کنیم.
The store is trying to keep down its prices to attract more customers.
فروشگاه سعی دارد قیمت های خود را پایین نگه دارد تا مشتریان بیشتری جذب کند.
گاهی اوقات هم ممکن است keep down در موقعیت هایی به کار رود که کسی می خواهد احساسات، خشم یا اضطرابش را کنترل کند. مثلاً دانش آموزی هنگام امتحان سعی می کند آرام بماند و استرسش را کنترل کند.
The student tried to keep down her anxiety during the exam.
دانش آموز سعی کرد اضطرابش را هنگام امتحان کنترل کند.
همچنین در بعضی موقعیت ها، keep down به معنی جلوی تهوع را گرفتن یا غذا را در معده نگه داشتن است، مثلاً یک بیمار دارویی مصرف می کند تا بتواند غذا را در معده اش نگه دارد.
The patient took medication to keep the food down.
بیمار دارو مصرف کرد تا غذا را در معده نگه دارد.
مثال برای فعل keep down
اکنون برای واضح تر شدن معنی keep down مثال های متعددی ذکر می کنیم.
The doctor kept down the patient’s fever with medicine.
پزشک با دارو تب بیمار را پایین نگه داشت.
I kept down my anger during the meeting.
خشمم را در طول جلسه کنترل کردم.
The medicine finally allowed her to keep down food again.
دارو بالاخره باعث شد او دوباره بتواند جلو تهوع را بگیرد.
Keep down your emotions when you speak in public.
وقتی در جمع صحبت می کنید احساسات خود را کنترل کنید.
Students keep down their voices in the library.
دانش آموزان در کتابخانه صدای خود را پایین نگه می دارند.
The company always keeps down expenses to save money.
شرکت همیشه هزینه ها را پایین نگه می دارد تا پول ذخیره کند.
The diet will keep down your blood sugar levels.
این رژیم غذایی سطح قند خون شما را پایین نگه خواهد داشت.
The singer didn’t keep down her excitement before the show.
خواننده نتوانست هیجانش را پیش از اجرا کنترل کند.
The government tries to keep down inflation.
دولت سعی دارد تورم را پایین نگه دارد.
You must keep down your expectations.
باید انتظارات خود را پایین نگه دارید.
