معنی و کاربرد join in چیست؟ + جملات نمونه
در این بخش معنی و کاربرد عبارت فعلی join in را توضیح می دهیم و برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فعل دو قسمتی مثال های متعددی ذکر می کنیم.
مشخصات فعل join in
عبارت فعلی join in به معنی ملحق شدن یا شرکت کردن است. از نظر گرامری، join in یک فعل عبارتی با قاعده استکه گذشته ساده و شکل سوم آن joined in می باشد.
The children joined in the game happily.
بچه ها با خوشحالی در بازی شرکت کردند.
همچنین اسم مصدر (gerund) و حالت استمراری این فعل به صورت joining in به کار می رود که با اضافه کردن ing به آخر فعل ساخته می شود.
Some people are joining in the celebration right now.
برخی افراد همین حالا دارند به جشن ملحق می شوند..
join in یک فعل لازم (intransitive) است، بنابراین برای کامل شدن جمله به مفعول نیاز ندارد.
We will join in the festival next summer.
تابستان آینده در جشنواره شرکت خواهیم کرد.
از آنجا که join in یک فعل لازم است، در جملات مجهول به کار نمی رود.
نکته دیگر این است که join in یک عبارت فعلی جدانشدنی است.، به این معنی که اجزای آن نمی توانند از هم جدا شوند و هیچ کلمه ای بین join و in قرار نمی گیرد.
Would you like to join in the discussion?
می خواهی در بحث شرکت کنی؟
معنی فعل join in
عبارت فعلی join in به معنی ملحق شدن یا شرکت کردن می باشد. فرض کنید گروهی از کودکان در حال بازی در پارک هستند و کودکی از دور آنها را تماشا می کند، بنابر این بچه ها از او دعوت می کنند تا به آنها ملحق شود.
The children invited the lonely boy to join in their game.
بچه ها از پسر تنها دعوت کردند تا به بازی آنها بپیوندد.
همچنین در بعضی موقعیت ها، join in به معنی شرکت کردن است، مثلاً جمعیت زیادی در یک جشن عمومی شرکت می کنند.
Thousands of people will join in the public celebration.
هزاران نفر در جشن عمومی شرکت خواهند کرد.
مثال برای فعل join in
اکنون برای واضح تر شدن معنی join in مثال های متعددی ذکر می کنیم.
I joined in the game after finishing my homework.
بعد از تمام کردن مشق هایم به بازی پیوستم.
Did you join in the celebration yesterday?
دیروز در جشن شرکت کردی؟
We joined in the tour halfway through the trip.
ما در میانهٔ سفر به تور ملحق شدیم.
They didn’t join in the argument.
آنها در مشاجره شرکت نکردند.
We had joined in the group earlier than others.
ما زودتر از بقیه به گروه پیوسته بودیم.
He was joining in the meeting with great interest.
او با علاقه زیاد در جلسه شرکت می کرد.
They joined in our team at the last moment.
آن ها در آخرین لحظه به تیم ما پیوستند.
We often join in the group activities at school.
اغلب در فعالیت های گروهی مدرسه شرکت می کنیم.
They joined in the organization to help poor families.
آن ها برای کمک به خانواده های فقیر به سازمان پیوستند.
She rarely joins in our conversations.
او به ندرت در گفتگوهای ما شرکت می کند.
I have joined in many volunteer programs.
در برنامه های داوطلبانه زیادی شرکت کرده ام.
Tom hasn’t joined in any team activities lately.
تام اخیراً در هیچ فعالیت گروهی شرکت نکرده است.
I will not join in that plan.
در آن برنامه شرکت نخواهم کرد.
