معنی و کاربرد involve in چیست؟ + جملات نمونه
در این بخش معنی و کاربرد عبارت فعلی involve in را توضیح می دهیم و برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فعل دو قسمتی مثال های متعددی ذکر می کنیم.
مشخصات فعل involve in
عبارت فعلی involve in به معنی درگیر شدن یا مشارکت داشتن است. از نظر گرامری، involve in یک فعل عبارتی با قاعده است و گذشته ساده و شکل سوم آن involved in می باشد.
The students involved in a cultural festival.
دانش آموزان در یک جشنواره فرهنگی مشارکت کردند.
همچنین اسم مصدر (gerund) و حالت استمراری این فعل به صورت involving in به کار می رود که با اضافه کردن ing به آخر فعل ساخته می شود.
Workers are involving in building the new bridge.
کارگران در ساخت پل جدید مشارکت دارند.
نکته مهم دیگر این است که involve in یک عبارت فعلی جداشدنی نیست و اجزای آن نمی توانند از هم جدا شوند.
The community has long been involved in charity work.
جامعه مدت هاست در کارهای خیریه مشارکت دارد.
معنی فعل involve in
عبارت فعلی involve in به معنی درگیر شدن یا مشارکت داشتن می باشد. فرض کنید گروهی از دانش آموزان در حال انجام یک پروژه علمی هستند. هر کدام از آن ها بخشی از کار را انجام می دهند و مستقیماً در فعالیت درگیر می شوند.
The students are involved in a science project.
دانش آموزان درگیر انجام یک پروژه علمی هستند.
همچنین در بعضی موقعیت ها، involve in به معنی مشارکت داشتن در فعالیت های اجتماعی یا فرهنگی است، مثلاً فردی در یک فعالیت خیریه همکاری می کند.
She is involved in charity work.
او در کارهای خیریه مشارکت دارد.
مثال برای فعل involve in
اکنون برای واضح تر شدن معنی involve in مثال های متعددی ذکر می کنیم.
The company is involved in a serious financial dispute.
شرکت در یک اختلاف مالی جدی درگیر است.
Volunteers are actively involved in cleaning the park.
داوطلبان به طور فعال در پاکسازی پارک مشارکت دارند.
The soldier was involved in a dangerous mission abroad.
سرباز در یک مأموریت خطرناک در خارج درگیر شد.
The nurse has always been involved in helping the poor.
پرستار همیشه در کمک به فقرا مشارکت داشته است.
The athlete was involved in a doping case.
ورزشکار در یک پرونده دوپینگ درگیر شد.
The community is always involved in supporting local farmers.
جامعه همیشه در حمایت از کشاورزان محلی مشارکت دارد.
The businessman was involved in a long legal battle.
تاجر در یک دعوای حقوقی طولانی درگیر شد.
Many artists have been involved in cultural exchanges.
هنرمندان بسیاری در تبادلات فرهنگی مشارکت داشته اند.
