معنی و کاربرد invest in چیست؟ + جملات نمونه

در این بخش معنی و کاربرد عبارت فعلی invest in را توضیح می دهیم و برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فعل دو قسمتی مثال های متعددی ذکر می کنیم.

 

مشخصات فعل invest in

عبارت فعلی invest in به معنی سرمایه گذاری کردن یا اختصاص دادن است. از نظر گرامری، invest in یک فعل عبارتی با قاعده است و گذشته ساده و شکل سوم آن invested in می باشد.

They invested in new technology to improve their business.

آن ها روی فناوری جدید سرمایه گذاری کردند تا کسب وکار خود را بهبود بخشند.

همچنین اسم مصدر (gerund) و حالت استمراری این فعل به صورت investing in به کار می رود که با اضافه کردن ing به آخر فعل ساخته می شود.

Tom is investing in his education to achieve better career opportunities.

تام روی تحصیلات خود سرمایه گذاری می کند تا فرصت های شغلی بهتری به دست بیاورد.

نکته مهم دیگر این است که invest in یک عبارت فعلی جداشدنی نیست، اجزای آن نمی توانند از هم جدا شوند و هیچ کلمه ای نباید بین invest و in قرار بگیرد.

The company invested in its employees’ training programs.

شرکت روی برنامه های آموزشی کارکنان خود سرمایه گذاری کرد.

 

معنی فعل invest in

عبارت فعلی invest in به معنی سرمایه گذاری کردن یا اختصاص دادن می باشد. فرض کنید فردی سهام یک شرکت را می خرد تا در آینده سود بیشتری به دست بیاورد. در این حالت می گوییم او روی سهام آن شرکت سرمایه گذاری کرده است.

He decided to invest in the company’s shares.

او تصمیم گرفت روی سهام شرکت سرمایه گذاری کند.

گاهی اوقات هم ممکن است invest in در موقعیت هایی به کار رود که فردی زمان یا انرژی خود را صرف چیزی می کند، مثلاً یک دانش آموز وقت زیادی برای یادگیری زبان انگلیسی اختصاص می دهد.

The student invested a lot of time in learning English.

دانش آموز زمان زیادی را برای یادگیری زبان انگلیسی اختصاص داد.

 

مثال برای فعل invest in

اکنون برای واضح تر شدن معنی invest in مثال های متعددی ذکر می کنیم.

The parent invested in their children’s education.

والدین توجه خاصی به آموزش فرزندانشان اختصاص دادند.

 

The factory invested in advanced machines.

کارخانه روی ماشین آلات پیشرفته سرمایه گذاری کرد.

 

The community invested in protecting the environment.

جامعه خود را وقف پاسداری از محیط زیست کرد.

 

The businessman invested in the stock market.

تاجر در بازار سهام سرمایه گذاری کرد.

 

The volunteer invested in helping homeless families.

داوطلب خود را وقف یاری به خانواده های بی خانمان کرد.

 

The organization invested in building new schools.

سازمان روی ساخت مدارس جدید سرمایه گذاری کرد.

 

The student invested in improving writing skills.

دانش آموز اهمیت ویژه ای به تقویت مهارت نویسندگی داد.

 

The city invested in clean water projects.

شهر روی پروژه های آب پاک سرمایه گذاری کرد.

 

The volunteer invested in caring for animals.

داوطلب برای مراقبت از حیوانات توجه و زمان گذاشت.