معنی و کاربرد interfere with چیست؟ + جملات نمونه

در این بخش معنی و کاربرد عبارت فعلی interfere with را توضیح می دهیم و برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فعل دو قسمتی مثال های متعددی ذکر می کنیم.

 

مشخصات فعل interfere with

عبارت فعلی interfere with به معنی مزاحم شدن، مختل کردن یا مانع شدن است. از نظر گرامری، interfere with یک فعل عبارتی با قاعده است و گذشته ساده و شکل سوم آن interfered with می باشد.

The loud noise interfered with my concentration.

سر و صدای بلند تمرکز مرا به هم زد.

همچنین اسم مصدر (gerund) و حالت استمراری این فعل به صورت interfering with به کار می رود که با اضافه کردن ing به آخر فعل ساخته می شود.

The curtain is interfering with the view.

پرده مانع دید می شود.

نکته مهم دیگر این است که interfere with یک عبارت فعلی جدانشدنی است، یعنی اجزای آن نمی توانند از هم جدا شوند و مفعول باید بعد از with قرار بگیرد.

The weak internet interfered with the online exam.

اینترنت ضعیف مانع برگزاری امتحان آنلاین شد.

 

معنی فعل interfere with

عبارت فعلی interfere with به معنی مزاحم شدن، مختل کردن یا مانع شدن می باشد. فرض کنید یک دانش آموز در حال درس خواندن برای امتحان است. صدای بلند تلویزیون نمی گذارد او تمرکز کند. برای بیان این موضوع می توانیم از عبارت فعلی interfere with استفاده کنیم.

The loud TV interferes with his studying.

صدای بلند تلویزیون مزاحم درس خواندن او می شود.

گاهی اوقات هم ممکن است interfere with در موقعیت هایی به کار رود که چیزی باعث اختلال در عملکرد دستگاه یا وسیله ای می شود. مثلاً امواج رادیویی می توانند سیگنال تلفن همراه را مختل کنند.

Radio waves might interfere with mobile phone signals.

امواج رادیویی ممکن است سیگنال های تلفن همراه را مختل کنند.

همچنین در بعضی موقعیت ها، interfere with به معنی مانع انجام یک فعالیت یا کار شدن می باشد. مثلاً یک بیماری می تواند مانع ورزش کردن فرد شود.

The illness interfered with his ability to exercise.

بیماری نگذاشت او ورزش کند.

 

مثال برای فعل interfere with

اکنون برای واضح تر شدن معنی interfere with مزاحم شدن مثال های متعددی ذکر می کنیم.

 

The heavy traffic interfered with the ambulance’s movement.

ترافیک سنگین مانع حرکت آمبولانس شد.

 

The barking dog interferes with my work.

پارس سگ مزاحم کارم می شود.

 

The storm interfered with the flight timetable.

طوفان برنامه پرواز را مختل کرد.

 

The weak signal interfered with the phone call.

سیگنال ضعیف مانع تماس تلفنی شد.

 

The neighbor’s party interfered with my rest.

مهمانی همسایه مزاحم استراحت من شد..

 

The broken network interfered with communication.

شبکه خراب ارتباط را مختل کرد.

 

The injury interfered with the athlete’s progress.

آسیب دیدگی مانع پیشرفت ورزشکار شد.

 

The flashing lights interfere with my vision.

چراغ های چشمک زن مزاحم دیدم می شوند.

 

The dust interfered with the machine’s function.

گرد و غبار عملکرد دستگاه را مختل کرد.

 

The snow interfered with the delivery of goods.

بارش برف مانع تحویل کالا شد.

 

The visitors interfered with the hospital routine.

ملاقات کنندگان مزاحم کارهای روزانه بیمارستان شدند.