معنی و کاربرد inject into چیست؟ + جملات نمونه
در این بخش معنی و کاربرد عبارت فعلی inject into را توضیح می دهیم و برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فعل دو قسمتی مثال های متعددی ذکر می کنیم.
مشخصات فعل inject into
عبارت فعلی inject into به معنی تزریق کردن، وارد کردن یا اضافه کردن است. از نظر گرامری، inject into یک فعل عبارتی با قاعده است و گذشته ساده و شکل سوم آن injected into می باشد.
The chef injected a unique flavor into the dish.
سرآشپز طعم منحصر به فردی را به غذا اضافه کرد.
همچنین اسم مصدر (gerund) و حالت استمراری این فعل به صورت injecting into به کار می رود که با اضافه کردن ing به آخر فعل ساخته می شود.
The artist is injecting new ideas into the project.
هنرمند ایده های جدید ی به پروژه اضافه می کند.
نکته مهم دیگر این است که inject into یک عبارت فعلی جداشدنی است، یعنی اجزای آن از هم جدا می شوند و می توانیم مفعول را بین inject و into قرار دهیم.
The painter injected light colors into the painting.
نقاش رنگ های روشن را به نقاشی اضافه کرد.
معنی فعل inject into
عبارت فعلی inject into به معنی تزریق کردن، وارد کردن یا اضافه کردن می باشد. فرض کنید پزشک در حال تزریق دارو به بیمار است. او سوزن را با دقت وارد رگ بیمار می کند تا دارو به درستی تزریق شود.
The doctor injects the medicine into the patient’s arm carefully.
پزشک با دقت دارو را در بازوی بیمار تزریق می کند.
گاهی اوقات هم ممکن است inject into در موقعیت هایی به کار رود که فردی یا گروهی ایده ای یا احساسی را وارد ذهن یا قلب دیگران می کنند. مثلاً یک سخنران با حرف های الهام بخش خود، به مردم امید می دهد.
The speaker injected hope into the hearts of the people.
سخنران باعث شد مردم امیدوار شوند.
همچنین در بعضی موقعیت ها، inject into به معنی اضافه کردن چیزی به یک محیط یا اثر هنری می باشد، مثلاً یک نویسنده طنز بیشتری به داستانش می افزاید تا جذاب تر شود.
The writer injects more humor into his story.
نویسنده طنز بیشتری به داستانش اضافه می کند.
مثال برای فعل inject into
اکنون برای واضح تر شدن معنی inject into مثال های متعددی ذکر می کنیم.
The doctor will inject medicine into the patient’s arm.
دکتر دارو را به بازوی بیمار تزریق خواهد کرد.
The coach needs to inject motivation into the team.
مربی باید به تیم انگیزه بدهد.
The gardener will inject fertilizer into the soil.
باغبان کود را به خاک اضافه خواهد کرد.
The vet injected medicine into the bird’s wing.
دامپزشک دارو را به بال پرنده تزریق کرد.
