معنی و کاربرد infer from چیست؟ + جملات نمونه
در این بخش معنی و کاربرد عبارت فعلی infer from را توضیح می دهیم و برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فعل دو قسمتی مثال های متعددی ذکر می کنیم.
مشخصات فعل infer from
عبارت فعلی infer from به معنی استنباط کردن یا نتیجه گرفتن است. از نظر گرامری، infer from یک فعل عبارتی با قاعده است و گذشته ساده و شکل سوم آن inferred from می باشد.
The judge inferred from the evidence that the man was innocent.
قاضی از مدارک استنباط کرد که مرد بی گناه است.
همچنین اسم مصدر (gerund) و حالت استمراری این فعل به صورت inferring from به کار می رود که با اضافه کردن ing به آخر فعل ساخته می شود.
I am inferring from his words that he is not interested in history.
از حرف های او نتیجه می گیرم که به تاریخ علاقه ندارد.
نکته مهم دیگر این است که infer from یک عبارت فعلی جدانشدنی است، به این معنی که اجزای آن نمی توانند از هم جدا شوند و هیچ کلمه ای بین infer و from قرار نمی گیرد.
The readers inferred from the ending that another book was coming.
خوانندگان از پایان داستان نتیجه گرفتند که کتاب دیگری در راه است.
معنی فعل infer from
عبارت فعلی infer from به معنی استنباط کردن یا نتیجه گرفتن می باشد. فرض کنید دانش آموز سؤال معلم را اشتباه جواب می دهد و از حالت صورت معلم می فهمد که معلم از جواب او راضی نیست.
The student inferred from the teacher’s face that she was not satisfied with his answer.
دانش آموز از چهره معلم نتیجه گرفت که از جوابش راضی نیست.
گاهی infer from وقتی استفاده می شود که فردی از متن یا سخنرانی چیزی را برداشت می کند. مثلاً کسی مقاله ای درباره مشکلات اقتصادی می خواند و از آن نتیجه می گیرد که شرایط اقتصادی کشور بسیار بحرانی است.
The reader inferred from the article that the economic situation was not good at all.
خواننده از مقاله نتیجه گرفت که وضعیت اقتصادی اصلا خوب نیست.
مثال برای فعل infer from
اکنون برای واضح تر شدن معنی infer from مثال های متعددی ذکر می کنیم.
From the broken window, one can infer that someone entered the house.
از پنجره شکسته می توان استنباط کرد که کسی وارد خانه شده است.
Archaeologists inferred from the ruins that the city was once very powerful.
باستان شناسان از ویرانه ها نتیجه گرفتند که شهر روزی بسیار قدرتمند بوده است.
They inferred from the footprints that a wild animal had passed by.
آنها از رد پا ها نتیجه گرفتند که یک حیوان وحشی از آنجا گذشته است.
The manager inferred from the delay that the project faced problems.
مدیر از تأخیر استنباط کرد که پروژه با مشکل روبه رو شده است.
One could infer from her smile that she was satisfied with the result.
می شد از لبخند او استنباط کرد که از نتیجه راضی است.
Readers inferred from the title that the book was about history.
خوانندگان از عنوان نتیجه گرفتند که کتاب درباره تاریخ است.
Experts inferred from the climate data that global warming was increasing.
کارشناسان از داده های آب وهوایی نتیجه گرفتند که گرمایش جهانی در حال افزایش است.
The nurse inferred from the tests that the treatment was working.
پرستار از آزمایش ها نتیجه گرفت که درمان مؤثر بوده است.
