معنی و کاربرد improve on چیست؟ + جملات نمونه

در این بخش معنی و کاربرد عبارت فعلی improve on را توضیح می دهیم و برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فعل دو قسمتی مثال های متعددی ذکر می کنیم.

 

مشخصات فعل improve on

عبارت فعلی improve on به معنی بهتر کردن یا ارتقا دادن است. از نظر گرامری، improve on یک فعل عبارتی با قاعده است و گذشته ساده و شکل سوم آن improved on می باشد.

The student improved on the score achieved in the last test.

دانش آموز نمره ای بهتر از امتحان قبلی به دست آورد.

همچنین اسم مصدر (gerund) و حالت استمراری این فعل به صورت improving on به کار می رود که با اضافه کردن ing به آخر فعل ساخته می شود.

The company is improving on last year’s model with new technology.

شرکت در حال بهتر کردن مدل سال گذشته با فناوری جدید است.

improve on یک فعل متعدی (transitive) است و نیاز به مفعول دارد تا معنای جمله کامل شود.

The coach improved on the training plan for the players.

مربی برنامه تمرین بازیکنان را بهتر کرد.

از آنجا که improve on یک فعل متعدی است، می توان آن را در جملات مجهول هم به کار برد.

The design was improved on by the architects.

طرح توسط معماران بهتر شد.

نکته مهم دیگر این است که improve on یک عبارت فعلی جداشدنی نیست، یعنی اجزای آن کنار هم می آیند و نمی توان مفعول را میان improve و on قرار داد.

The artist improved on the first sketch and made it more detailed.

هنرمند طرح اولیه را بهتر کرد و جزئیات بیشتری به آن افزود.

 

معنی فعل improve on

عبارت فعلی improve on به معنی بهتر کردن یا ارتقا دادن است. فرض کنید یک دونده در مسابقه دوی ۱۰۰ متر شرکت کرده است. او در مسابقه قبلی رکورد ۱۰ ثانیه داشته و حالا می خواهد رکوردش را بهتر کند.

The runner wants to improve on his previous record.

دونده می خواهد رکورد قبلی خود را بهتر کند.

گاهی اوقات improve on در موقعیت هایی استفاده می شود که یک فرد یا شرکت چیزی را نسبت به نسخه یا حالت قبلی ارتقا می دهد. مثلاً یک شرکت گوشی جدیدی تولید می کند که کیفیت و امکانات بیشتری نسبت به مدل سال گذشته دارد.

The company improved on last year’s model with new features.

شرکت نسخه امسال را با امکانات جدیدتر از مدل سال گذشته بهتر کرد.

 

مثال برای فعل improve on

اکنون برای واضح تر شدن معنی improve on مثال های متعددی ذکر می کنیم.

 

The musician improved on the song after practicing for hours.

نوازنده پس از ساعت ها تمرین آهنگ را بهتر کرد.

 

The designer improved on the original plan by changing the layout.

طراح با تغییر چیدمان طرح اصلی را بهتر کرد.

 

The player improved on his record by scoring more goals this season.

بازیکن با زدن گل های بیشتر در این فصل رکورد خود را بهتر کرد.

 

The school improved on its teaching methods.

مدرسه روش های آموزشی خود را بهتر کرد.

 

The city improved on its public transport system.

شهر سیستم حمل ونقل عمومی خود را بهتر کرد.