معنی و کاربرد impose on چیست؟ + جملات نمونه
در این بخش معنی و کاربرد عبارت فعلی impose on را توضیح می دهیم و برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فعل دو قسمتی مثال های متعددی ذکر می کنیم.
مشخصات فعل impose on
عبارت فعلی impose on به معنی تحمیل کردن یا وضع کردن است. از نظر گرامری، impose on یک فعل عبارتی با قاعده است و گذشته ساده و شکل سوم آن imposed on می باشد.
The government imposed on the citizens new taxes.
دولت مالیات های جدیدی را بر شهروندان تحمیل کرد.
همچنین اسم مصدر (gerund) و حالت استمراری این فعل به صورت imposing on به کار می رود که با اضافه کردن ing به آخر فعل ساخته می شود.
He is imposing on his colleagues by leaving all the work to them.
او با واگذار کردن همه کارها به همکارانش دارد خود را به آن ها تحمیل می کند.س
impose on یک فعل متعدی (transitive) است و نیاز به مفعول دارد تا معنای جمله کامل شود.
The teacher imposed on the students strict rules.
معلم قوانین سختگیرانه ای را بر دانش آموزان تحمیل کرد.
از آنجا که impose on یک فعل متعدی است، می توان آن را در جملات مجهول نیز به کار برد.
New regulations were imposed on the company.
مقررات جدید بر شرکت تحمیل شد.
نکته مهم دیگر این است که impose on یک عبارت فعلی جدانشدنی است یعنی اجزای آن نمی توانند از هم جدا شوند و مفعول نمی تواند بین impose و on قرار بگیرد.
He imposed on his colleagues extra work.
او کار اضافی را بر همکارانش تحمیل کرد.
معنی فعل impose on
عبارت فعلی impose on به معنی تحمیل کردن یا وضع کردن می باشد. فرض کنید دولت قانون جدیدی وضع می کند و همه رانندگان را ملزم می کند که کمربند ایمنی ببندند.
The government imposed a law on drivers to wear seat belts.
دولت قانونی وضع کرد که رانندگان باید کمربند ایمنی ببندند.
گاهی اوقات هم ممکن است impose on در موقعیت هایی به کار رود که فردی چیزی را به زور یا بدون رضایت آنها به دیگران تحمیل می کند. مثلاً یک مدیر کارهای اضافی را به کارمندانش تحمیل می کند.
The manager imposed extra tasks on his employees.
مدیر کارهای اضافی را به کارمندانش تحمیل کرد.
مثال برای فعل impose on
اکنون برای واضح تر شدن معنی impose on مثال های متعددی ذکر می کنیم.
The government will impose new regulations on the import of goods.
دولت مقررات جدیدی را بر واردات کالا وضع خواهد کرد.
Don’t impose your expectations on me.
انتظارات خود را بر من تحمیل نکن.
The court may impose a fine for this offense.
دادگاه ممکن است برای این تخلف جریمه ای وضع کند.
The teacher did not want to impose extra homework on the students.
معلم نمی خواست تکلیف اضافه بر دانش آموزان تحمیل کند.
We should not impose our lifestyle on anyone.
نباید سبک زندگی خود را به کسی تحمیل کنیم.
The management will impose a new performance evaluation system.
مدیریت یک سیستم جدید ارزیابی عملکرد را وضع خواهد کرد.
The older generation often tries to impose its values on the younger one.
نسل های قدیمی تر اغلب سعی می کنند ارزش های خود را بر نسل جوان تر تحمیل کنند.
The landlord imposed unfair terms on the new tenant.
صاحبخانه شرایط ناعادلانه ای را بر مستأجر جدید تحمیل کرد.
The regulatory body will impose new rules for online trading.
نهاد نظارتی قوانین جدیدی را برای تجارت آنلاین وضع خواهد کرد.
We must be careful not to impose our problems on others.
باید مراقب باشیم مشکلات خود را بر دیگران تحمیل نکنیم.
It is not fair to impose such a burden on a single person.
تحمیل چنین بار سنگینی بر یک نفر عادلانه نیست.
