معنی و کاربرد follow up چیست؟ + جملات نمونه

در این بخش معنی و کاربرد عبارت فعلی follow up را توضیح می دهیم و برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با این فعل دو قسمتی مثال های متعددی ذکر می کنیم.

 

مشخصات فعل follow up

عبارت فعلی follow up به معنی پیگیری کردن یا تکمیل کردن می باشد. از نظر گرامری، follow up یک فعل عبارتی باقاعده است و گذشته ساده و شکل سوم آن followed up می باشد.

He followed up on the customer’s complaint.

او شکایت مشتری را پیگیری کرد.

همچنین اسم مصدر (gerund) و حالت استمراری این فعل به صورت following up به کار می رود که با اضافه کردن ing به آخر فعل ساخته می شود.

She is following up on her job applications.

او در حال پیگیری درخواست های شغلی اش است.

follow up یک فعل متعدی (transitive) است و به مفعول نیاز دارد.

We need to follow up on this issue.

باید این موضوع را پیگیری کنیم.

از آنجا که follow up می تواند یک فعل متعدی باشد، می توان آن را در جملات مجهول نیز به کار برد.

The report was followed up by a detailed analysis.

گزارش با یک تحلیل مفصل پیگیری شد.

نکته مهم دیگر این است که follow up یک عبارت فعلی جداشدنی (separable) است، یعنی اجزای آن می توانند از هم جدا شوند و مفعول می تواند بین follow و up قرار بگیرد.

He followed the orders up with an email.

او سفارش ها را با یک ایمیل پیگیری کرد.

 

معنی فعل follow up

عبارت فعلی follow up به معنی پیگیری کردن یا تکمیل کردن می باشد. فرض کنید در یک مصاحبه شغلی شرکت کرده اید. برای اینکه شانس خود را برای استخدام افزایش دهید، تصمیم می گیرید بعد از مصاحبه یک ایمیل تشکرآمیز به مصاحبه کننده بفرستید و به او یادآوری کنید که چقدر برای این موقعیت مشتاق هستید.

I decided to follow up the interview with a thank-you note.

تصمیم گرفتم مصاحبه را با یک یادداشت تشکرآمیز پیگیری کنم.

یا تصور کنید یک تیم فروش دارید که به مشتریان اطلاعاتی در مورد محصولتان داده اند. برای اینکه مشتریان را بیشتر به خرید علاقه مند کنید، از تیم می خواهید که با هر مشتری تماس بگیرند و ببینند که آیا سوالی دارند یا به اطلاعات بیشتری نیاز دارند یا خیر.

The sales team needs to follow up with every potential client.

تیم فروش باید هر مشتری بالقوه را پیگیری کند.

در بعضی موقعیت ها، follow up به معنی ادامه دادن یک تحقیق یا بررسی است. مثلاً یک گروه محقق یافته های اولیه را منتشر کرده اند و حالا قصد دارند برای کسب اطلاعات بیشتر و عمیق تر، تحقیقاتشان را گسترش دهند.

The researchers will follow up on their initial findings.

محققان یافته های اولیه خود را پیگیری خواهند کرد.

 

مثال برای فعل follow up

اکنون برای واضح تر شدن معنی follow up مثال های متعددی ذکر می کنیم.

 

Jessica sent an email to follow up on her application.

 جسیکا برای پیگیری درخواستش یک ایمیل ارسال کرد.

 

The detective decided to follow up on the new lead.

 کارآگاه تصمیم گرفت سرنخ جدید را پیگیری کند.

 

Olivia will follow up on the project’s progress daily.

 اولیویا پیشرفت پروژه را روزانه پیگیری خواهد کرد.

 

Noah will follow up on the status of the order.

 نوآ وضعیت سفارش را پیگیری خواهد کرد.

Grace will follow up on the complaint next Monday.

 گریس شکایت را دوشنبه آینده پیگیری خواهد کرد.